با نگاهي به فضاي سياسي حاكم بر كشور و وجود دو طيف سياسي چپ (اصلاحطلبان) و راست (اصولگرايان)، منتقداني نيز از هر دو جناح در حوزههاي مختلف سياسي، اقتصادي، اجتماعي و ... وجود دارند كه غالباً عملكرد جناح مخالف خود را مورد نقد و بررسي قرار ميدهند. "تفكر نقاد"، فراينديست که به بررسي صحت، دقت و ارزش اطلاعات و دانستهها ميپردازد. حال اگر بخواهيم نقدهايي را كه از سوي شخصيتهاي حقوقي و حقيقي مختلف در جامعه مطرح ميشود، ارزيابي كنيم، نقادان را ميتوان به دو گروه تقسيمبندي كرد. گروه اول را افرادي تشكيل ميدهند كه عليرغم داشتن اشراف كامل بر موضوع مورد نقد، صرفاً بخاطر مسائل سياسي جانب افراط را در پيش گرفته و غيرهمفكران خود را بيمهابا از روي غرض مورد نقدهاي غيرمنصفانه قرار ميدهند. اين گروه كمتر همفكران خود را نقد ميكنند، اما گروه دوم اشخاصي هستند كه علاوه بر نقد كارشناسي شده، راهكارهاي عملي نيز براي برون رفت از آن ارائه ميدهند كه اين طيف از افراد را "منتقدان منصف" و نقدشان را "نقد سازنده" ميتوان نام نهاد.
حال بايد ديد چرا در جامعهاي كه در آن زندگي ميكنيم، اغلب مسئولان نقد وارد بر خود را بر نميتابند و آن هنگام كه مورد انتقاد واقع ميشوند، بدون تأمل و در نظر گرفتن واقعيتها جبههگيري مينمايند؟ و اينكه چرا اكثر اشخاص حقيقي و حقوقي روحيهي انتقادپذيري پاييني دارند؟. "فلسفه وجودي نقد" از ملزومات پيشرفت و تعالي در يك جامعهي دموكراتيك است، مسلماً در غياب نقدهاي سازنده و كارآمد پيشرفت يك جامعه دچار اخلال خواهد شد و سير تكاملي خود را با نوسانات زيادي پشت سر خواهد گذاشت. اگر كميت نقدهاي منصفانه و كارشناسي شده كه فارغ از سليقههاي سياسي و همراه با راهكار باشد، افزايش يابد، علاوه بر رشد سريع در حوزههاي گوناگون ميتوان شاهد افزايش ميزان تحمل نقدپذيري مسئولان نيز باشيم.
فضاي سياسي حاكم بر ايران به گونهاي است كه اگر يكي از شخصيتهاي سياسي بخواهد عملكرد يكي از همفكران خود را زير ذرهبين برده و آن را نقد و بررسي نمايد، از سوي همفكران خود به جانبداري از جناح مخالف محكوم و وي را از خود طرد ميكنند بطوري كه كمتر اشخاصي حاضر ميشوند سرزنشهاي هم طيفان خود را تحمل كرده و منافع مردم را بر منافع حزبي ارجعيت دهند. پذيرش انتقاد سازنده در تمامي جوانب ميتواند كليدي جهت گشايش بسياري از مشكلات درون و برون سيستمي باشد. اين سخن گهربار امام راحل (ره) را كه در دورهي كنوني لازم الاجراست از نو ميبايست نهادينه ساخت كه فرمودند: "مردم همواره بايد عملكرد مسئولان را مورد ارزيابي قرار دهند تا مبادا از وظيفهي اصلي خود كه همانا خدمت به مردم و اسلام عزيز است غافل شوند"، چرا كه ما انسان هستيم و جايز الخطا. اين سخن ارزشمند كبير انقلاب كه گذر ايام آن را به فراموشي سپرده است بايد مورد توجه جدي قرار بگيرد. كما اينكه اگر تا به امروز به فرمايشات اين بزرگ انديش عمل ميشد، نوشتن مقالاتي از اين دست چندان الزام پيدا نميكرد.
براي رسيدن به ايدهآلها و برون رفت از تنگ نظريهاي حاكم بر تفكرات افراد بايد تمام كساني كه ممكن است عملكردشان مورد نقد و ارزيابي ديگران قرار بگيرد، دايرهي تحمل نقدپذيريشان را گسترش دهند و اين مهم ميسر نميشود مگر با تلاش همه كساني كه دستي به آتش دارند و در عرصه مطبوعات قلم منصفانه را در دست گرفتهاند. متأسفانه بارها در مطبوعات مختلف مشاهده شده برخي از اشخاص صرفاً بخاطر برخي مسائل سياسي و بعضاً شخصي، جناح مخالف خود را بصورت غيرمنصفانه مورد انتقاد قرار ميدهند. قلم اين افراد جز تخريب، تهمت و افترا بوي ديگري نميدهد كه همانا اينان بدون در نظر گرفتن حريمهاي ممنوعه، خلاف واقع و در جهت منافع شخصي و گاهاً حزبي قلم فرسايي ميكنند كه با اين كار خود اقدامات مؤثر ديگران را نيز زير سئوال ميبرند.
البته اين را بايد در نظر گرفت كه در تمام جوامع بشري خطوط قرمز ترسيم شده حريمها را مرزبندي ميكنند، در جامعهي اسلامي ما نيز اين خط قرمزها توسط نظام مقدس جمهوري اسلامي تبيين شده است كه خروج از آن به منزلهي خروج از نظام تلقي ميشود. خوشبختانه دوران بعد از انقلاب شكوهمند اسلامي نسبت به ادوار قبل از آن، افرادي كه قلم را در جهت منافع غرب و شرق به نوشتن وادار ميسازند بسيار اندك شده است كه با تيزبيني و هوشياري ميتوان حساب خودي را از غيرخود تشخيص و جدا نمود.
در پايان اميد است همگي در جهت پذيرش انتقادهاي منصفانه و سازنده ظرفيت وجودي خود را بالا برده تا با قبول ايرادات وارده بر عملكردمان در جهت رفع آن گام برداشته و بتوانيم چرخهاي توسعهي كشور عزيزمان ايران را با سرعتي افزونتر به گردش در بياوريم.
نويسنده: سيد محمد هاشمي - بندر بوشهر



