«مؤمنان معدود، ليک ايمان يکي
جسمشان معدود، ليکن جان يکي
جان حيواني ندارد اتحاد
تو مجو اين اتحاد از روح باد»

منبع: مولوي، مثنوي معنوي، دفتر چهارم
در تاريخ آمده است: کارواني از مردمان يکي از شهرهاي ايران شکايتي به نزد حاکم آوردند که دو راهزن کاروان يکصد نفري ما را غارت کردهاند! حاکم با تعجب پرسيد: چگونه صد نفر از پس دو نفر بر نيامدند؟ يکي از آنان در پاسخ گفت: آن دو نفر بودند همراه، و ما صدنفر بوديم تنها!
+ نوشته شده در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 23:26  توسط سيد محمد هاشمي
|


